من حقیقت حسین را بر سر نیزه دیدم ...من حقیقت حسین را در بدن مثله شده او دیدم ...من حقیقت حسین را در کرامت و ازادگی اش یافتم ...من حقیقت حسین را در بندگی نابش در برابر خداوند دیدم...من حقیقت حسین را در اصالت حرکتش در ساختار سازی یک تاریخ ناب یافتم ...من حقیقت حسین را در شهادت ۷۲تن از برگزیدگان راه عدالت و حق طلبی دیدم ...من حقیقت حسین را در حسین یافتم...
سوال این است که چه کسانی ادعای عاشورایی شدن را دارند ...در چه زمان ومکانی می زییند...با چه طرز تفکر و بینشی دارند می گذرانند...عاشورایی شدن نیاز به نعره کشیدن و موی کندن و زخم بر پشت و چهره انداختن ندارد...عاشورایی شدن نیاز به افتتاح دکان شریعت فروشی ندارد...عاشورایی شدن معرفت و ایثار ابافاضل را می طلبد...عاشورایی شدن حربن ریاحی شدن را می خواهد ...عاشورایی شدن باوری به اندازه خود عاشورا را می طلبدعاشورایی یعنی عشق...رهایی...صداقت ...مردانگی ...شرافت ...غیرت...صبر...ازادگی ...تعهد...شعور...درک...شجاعت...
باید قبول کنیم که عاشورایی زیستن بسیار مشکل است و خوشا به سعادت انانی که می خواهند این گونه باشند...عاشورایی زیستن خیلی شخت است...!!
+ نوشته شده در دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 21:49  توسط محمد راعی فرد
|
