تبليغاتX
نگین کویر

نگین کویر

دلنوشته ویادداشتهای اجتماعی

بالاخره پس از گذشت سالها در گیریهای ذهنی...کلامی ...تاریخی ...سنتی ...فیزیکی...و...به این نتیجه رسیدیم که با سنتهای ملی مردم و باورهای تاریخی و باستانی انان نمی توان به شکلی قهری و حذفی برخورد نمود و انتظار داشت که به یکباره سنتی ۳۰۰۰ساله به راحتی و با چاپ چند کتاب و چند سخنرانی و وعظ و نصیحت جایش را به انچه که تصور می کنیم صحیح است بدهد ....این نوع نگاه نتیجخه اش انی میشود که می بینیم .

صف ارایی نیروهای انتظامی در مقابل مردم که ۹۰ درصد انان جوانان هستند ...گسیل نیروهای ضد شورش.و...راه اندازی دسته های عزاداری به عنوان نیروی بازدارنده و...همگی نشان از نبود یک نگاه هوشمندانه و تخصصی و جامعه شناسانه به یک واقعیت اجتماعی و ارزشی دارد.

چرا سالها قبل مراسم چهارشنبه سوری بدون کوچکترین حاشیه و سالهای طولانی انجام می گرفت و حاصل ان نیز نشاط اجتماعی بود ....چرا مراسم قاشق زنی...فالگوش ایستادن ...اجیل شب چهارشنبه سوری ...پریدن از روی اتش ...سرخی تو از من و زردی من از تو ...تبدیل به تنشهای شدید اجتماعی شد...چرا ترقه های چوب پنبه ای زیر پایی تبدیل به نارنجکهای بزرگ و فشفشه های خطرناک و...شده است.اینها همه متاثر از همان نبود تفکر منطقی و نگاه عالمانه به به واقعیتهای اظهر منالشمس است.

از نگرش جامعه شناختی و اسیب شناسی این نوع عکس العملهای حکومتی نتیجه ای جز وهن باورهای مذهبی و ایجاد پارادوکسهای شدید اجتماعی به بار نمی اورد . همانگونه که پس از گذر از سه دهه به این نتیجه رسیده شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 11:59  توسط محمد راعی فرد  | 

می گویند این روزها صدها ویا هزاران معلم در اعتراض به وضعیت نابسامان معیشتی و عدم توانایی های دولت در تعهداتش نسبت به انچه که حق معلمان گفته میشود در مجلس بهارستانی ثجمع کرده و با پلاکارد نویسی و خیلی هم مودبانه که گوش شیطان کر به گوشه قبای کسی هم بر نخورد باصطلاح دارند اعتراض می کنند تا حق سی سله شان را بگیرند.....

سی و اندی سالی را که در اموزش و پرورش خاک کردم به من اموخت که هر دولتی که خواست قدرت را در دست بگیرد از نردبان این وزارتخانه مهجور بالا رفت و وجه المصالحه ای شد برای اقایان وانانی که از وزارت شعارها و پزهایش را یاد گرفته بودند و اصلا از جنس معلمها نبودند ...معنا ومفهوم تورم و چند شغله بودن و کارگری و دست فروشی و اضافه کاری تا حد انتحار و مسافر کشی و گچ کاری و کلیه فروشی و ...را نفهمیدند و نمی فهمند ...دولتی که اموزش و پرورش اولویت چندمش باشد باید به مرحله ای برسد که کسری بودجه مهمترین وزارتخانه اش سر به میلیاردها تومان برند ...باید به مرحله ای برسد که اضافات امسالش سه درصد از تورم پایین تر باشد...باید به مرحله ای برسد که چراغ را به خانه حرام کند و به مسجد حلال...باید به مرحله ای برسد که ...

مطمءنم که هیچ اتفاقی نخواهد افتاد و نباید هم بیفتد ...در نهایت چند نفر را که از مزدوران و جاسوسان و جیره خواران استکبار و صهیونیسم جهانی هستند را می گیرند و از منازلشان هم کلی مدرک و مواد مخدر و مشروبات الکلی جمع و جور می کنند و همه چیز تمام خواهد شد ...همکاران من دارند اب در هاون می کوبند....

بحث بودجه هم حاشیه های قشنگ و تاسفباری دارد...عظمت اعداد نجومی...زمان بسیار محدود...غیبت هر روزه حدود صد نفر از نمایندگان متعهد مجلس ...نبود زمان کافی برای تحلیلهای اماری و بحث های تخصصی ...و در نهایت تصویب بودجه ای که بنظر بسیازی از کارشناسان واقعی و عملیاتی نیست...

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 20:36  توسط محمد راعی فرد  |