تبليغاتX
نگین کویر

نگین کویر

دلنوشته ویادداشتهای اجتماعی

با این که یکی دو هفته ای از عمر این خبر می گذرد اما همچنان قابل تامل است و تاسف...روزنامه روزگار کاملا شرقی پس از درج سه شماره درش را تخته کردند و یا شاید انقدر برای ادامه کازش تبصره گذاشتند تا خود خواسته بر خود لگام نهاد ...به نظر من چهار پنج تا روزنامه مثل کیهان و اطلاعات و رسالت و جمهوری اسلامی و...کل کشور را کفایت می کند و از سر مردم هم زیاد است ...در این صورت نه مردم زیاد از حد در جریان واقعیات قرار می گیرند و نه دولت غم امت پیرش می کند!!به نظر من اصلا هر چه کیهان بگوید وحی منزل است !بقیه هم بروند یک قل دو قل بازی کنند ویا به بازی الک دو لک بپردازند!!!

ما که نه اهل تحلیل و تاویل و تنقید هستیم و دوران خوش باز نشستگی را با کارتهای طلایی منزلت در کمال رفاه و لذت داریم می گذرانیم و به کوری چشم حسودان داریم از خوشی میمیریم بر خود لازم میدانیم که از کار قشنگ و کاملا حساب شده و کارشناسی شده دولت در باب چهار روز تعطیلی ناگهانی تشکر و قدر دانی کنیم و به تمام خناسانی که از تعطیلات بیش از حد در کشورمان هی نق می زدند وایراد می گرفتند بگوییم زهی خیال باطل مگر می گذاریم که نقشه های شیطانی تان را پیاده کنید؟!!

این نوع تعطیلات نه ضرر اقتصادی دارد نه ضرر اجتماعی دارد نه ضرر فرهنگی دارد نه ضرر استراتژیک دارد ونه ضرر...بلکه چون تمامی جوانب سنجیده شده و کار کارشناسی شده فراوان روی ان شده بوددرست مثل جلو و عقب نکشیدن ساعتها حتما توجیه چند میلیارد تومانی دارد...!!! تا بعد... 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 2:6  توسط محمد راعی فرد  | 

گاهي وقتها مثل يك خواب و خيال، چشم برهم مي گذاري و پلك مي گشايي و مي بيني هنوز نغمه خوش شروع يك ضيافت را سر نداده اي، به پايانش رسيده اي. زمان چه زود مي گذرد، انگاري همين ديروز بود كه فراخوان حضور بر خوان الهي صادر شد، اما هنوز دست و پايت را جمع نكرده اي و با عجله دست بر اين سفره پرنعمت ننهاده و شروع به انتخاب بهترينهاي اين خوان نكرده اي كه ساعت فراق فرا مي رسد. هميشه همين گونه بوده و هست! آدمها خيلي دير بيدار مي شوند، خيلي دير حكمتشان را مي فهمند، خيلي دير به باور مي رسند. خيلي دير به شناختن خويش مي پردازند و خيلي دير... ماه رمضان به لحاظ روز شمار تاريخ و هويت ظاهري، چيزي به غير از ساير ماهها نبوده و نيست، اما آنچه آن را «رمضان» مي كند، كرامتي است كه از باب آن بر انسان نشانده مي شود و هويت فراموش شده انسان را دوباره در منظر چشمان خاموش بشر هزاره سوم به نمايش مي گذارد، «رمضان» نه ماه گرسنگي و تشنگي ظاهري، بلكه غلبه بر تشنگي هاي تمام نشدني حرص و آز و شهوت قدرت و ثروت است، گرسنگي نفس اماره اي است كه لجام بر گردن معنويت و منش انسان گذاشته. راستي! پايان رمضان يعني شروع مجدد و چرخه معيوب زندگي؟ نماد رمضان فقط در همان يك ماه خلاصه و عملياتي مي شود؟ آن آرامش در رفتار و كلام و شخصيت به يكباره دنيايش به هم مي ريزد و روز از نو روزي از نو؟ و باز در محدوده نسيان زدگي و روزمر گي و در باتلاق منيتها و خودخواهي ها و دروغ و ريا دست و پا مي زنيم و خويش را در حصار آن به زندان خود خواسته اي در مي افكنيم؟ ماه رحمت، معنايي انتزاعي ندارد، مي تواند ماهي باشد كه تو را به تولدي ديگر برساند و بر اريكه قدرت انساني الهي بنشاند، ممكن است، ماهي باشد كه از تو انساني را به نمايش گذارد كه روح دميده خداوند را در رفتار و آثار فكري و اجتماعي ات بتوان مشاهده كرد، ممكن است ماهي باشد كه خداوند بر فرشتگانش ندا سر دهد كه: «فتبارك ا... احسن الخالقين». اما به راستي چرا اين گونه نمي شود؟ چرا نبايد اين چنين باشد؟ عيب را بايد در كه و كجا جستجو كنيم؟! بشر اين جهان چرا نبايد آن جهاني هم بشود؟ بشر قرن بيست و يكم بشدت تشنه است، تشنه معنوياتي كه از او ستانده شده، ستاندني كه خود خواسته بوده و اينك بشدت به صرافت بازپس گرفتن هويتش افتاده و اين ماه شايد پل يا سكوي پرتاب و پرشي باشد براي رسيدن به آنچه كه از دست رفته. رمضان، اسطوره گمشده بشر امروز است، رمضان بستر «شدنهايي» است كه به دست فراموشي سپرده شده، رمضان رحمتي است بيكران كه پاياني ندارد، رمضان مي تواند ادامه داشته باشد و جاري شود، عطر رمضان را نمي شود از او گرفت، شميم آن را بايد در تمامي ايام سال حس كرد و با آن زيست. خوشا به حال كساني كه در «رمضان» ذوب شدند و به آنچه كه بايد رسيدند، خوشا به حال آنانكه قرار است تمام سال و عمرشان «رمضان» باشد.
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 12:6  توسط محمد راعی فرد  |