خب! قرار است که این جوانان چه کنند و اصولا قشر سنتی و نسل اول و دوم انقلاب چه تعریف و نگاهی به انان دارند ...چون برنامه ریزان و متفکرین جوان شناس ما میانسالان پنجاه سال به بالا هستند که قرار است بستر حضور و اینده جوانان را چون همیشه فراهم اورند...شعارهای گذشته و حال را کنار هم بچینید و قضاوت کنیدو با شرایط کنونی و اینده دهکده جهانی بسنجید ...احتمالا نتیجه لازم را خواهید گرفت .
دنیای جوان دنیای غریبی است ...پر از صداقت و لطافت...پر از صمیمیت و یکرنگی ...پراز شور و هیجان ...پر از ارزوهای کوچک و دست یافتنی و ارزو های بزرگ و دست نیافتنی...پر از پارا دوکس و تضاد ...پرازازمایش و خطا ...پر از پرسش و استفهام ...پراز سر سختی و غرور ...پراز تهاجم و عصبیت ... پر از کینه و نفرت ...پراز مهربانی و عطو فت... پراز عشق و عاشقانه ها ...پر از جسارت وسر زندگی...
پرازسهل انگاری و سر به هوایی است...پراز نگاههای پر معنا و زبانهای تیز و برنده است ...پراز نا باوری و دو دلی است ...پراز خواستن و توانستن است ...پراز کاخهای شیشه ای و تخیلات بی در و پیکر است ...
دنیای به این پیچیدگی را چه کسانی باید درک کنند؟و برای ان برنامه ای مدون و عملیاتی و علمی بریزند
اگر باز چون همیشه کتمان نکرده و سرمان را زیر برف نمی کنیم ...باید قبول کنیم که جوانان ما دچار بحران شده اند و دیگر هیچگونه امیدی به برنامه ریزانی که با هفتاد سال سن میخواهند به دنیای انان بنگرند ندارند...
یادمان باشد که ما با خیل عظیم جوانان مواجهیم ...دیگر نصیحت و وعظ و اسمان و ریسمان کردن افاقه نمی کند ...یادمان باشد که...
