ببخشید کدام روز قلم ؟!
ما عادت کرده ایم که حتما در مناسبتها فقط لب از لب بر داریم و حرفی بزنیم یا چیزکی بنویسیم چه عادت سخیف و بیخودی .جای شکرش باقی است که تا دلتان بخواهد مناسبت داریم از روز نان و گوشت بگیر تا همین روز باصطلاح قلم .
این روز هم با تمام حرف وحدیث هایش امد و رفت بسیار ارام و سر بزیر و مظلوم . در یک مراسم اصیل کاملا دولتی ...تعریف ...تمجید...جایزه از دست مبارک دولتیان ...نمایش تلویزیونی...و...همین !!امراسم امسال هم تمام شد و از سد یک باری به هر جهت دیگر گذشتیم ...اما هیچکس در این کشور سراغی از صاحب اصلی این مناسبت یعنی قلم نگرفت ...کسی نگفت که او چه می کند وحال و روزش چیست ؟ این قلم بیمار و رو به موت را چه کسی قرار است دستی به سر و رویش بکشد و سنگ صبورش شود و سفره دلش را باز کند وفریاد های روی هم تلمبار شده اش را بیرون بریزد ؟
اصلا ماهیتش را قبول داریم ؟قواعد بازی با او را اموخته ایم ؟به او چه داده ایم که اینک با کوچکترین بهانه ای می خواهیم از او بگیریم؟
فرقی نمی کند که این قلم کتاب مینویسد یا در دست یک روزنامه نگار می لغزد مهم این است که توان نوشتن و واقعیت نگاری را داشته باشد. ایا این توان را دارد ؟ ایا کسی را در این جامعه سراغ دارید که از راه نوشتن کسب درامد نماید و باصطلاح زندگی کند ؟با این قلم دو سیر حلوا شکری هم به تو نمی دهند نه حرمتی نه ارزشی نه اینده ای نه اعتمادی و نه..
خیلی وقتها شده که بر سر خودم فریاد زده ام که چرا نرفتم سراغ فوتبال...یک قرار داد یک ساله ان هم توی کشور خودمان 450میلیون تومان می دانید معنایش چیست یعنی حقوق 15 سال نویسنده ای که در روز نامه ای قلم صد تا یه غاز می زند و جالب تر اینکه همین قلمهایی که ذکرشان رفت این ادمهای 450 میلیونی را به سامان می رسانند .قصه درد ناکی است نه...؟
چه قدر دلم می خواست که در یکی از مناسبتهای روز قلم به او اجازه نوشتن وفریاد زدن می دادند ...فقط یک روز و فقط یکبار تا بکوید ان چه را که بر او رفته...خواسته عجیب و غریبی است نه..؟!!
