دو سه روزی نبودم وننوشتم
بهانه ای پیش امد و سری به استان خراسان جنوبی زدم . قاین حتما وصف زعفرانش را شنیده اید . اگر این نماد خراسان جنوبی را از او بگیرید دیگر چیزی نخواهد داشت .محرومیت و عدم توسعه یافتگی از مختصات بارز ان است . بختک فقر و بیکاری بیخ گلوی اینجا را محکم گرفته و رهایش هم نمی کند .
چقدر دلم میخواست که وبلاگ نویسان وروزنامه نگاران میخواستند ویا میتوانستند روزکی زورکی به انجا سرکی میزدند تا زندگی از نوع سومش را هم تجربه می کردند . اینجا اب معنایی به غیر از سونا و چکوزی و استخر و کارواش میدهد اینجا اب یعنی مرهمی بر چهره زمخت و ترک خورده زمین . اینجا
اب یعنی خنکای لطیف چند قطره بر لبهای داغمه بسته . اینجا هم زندگی جریان دارد نه ان گونه ای که من و تو در مشهد وتهران و اصفهان و شیراز تعریفش میکنیم .
اینجا استان خراسان جنوبی است در اخرین رتبه کشوری دربین تمامی استانها . اینجا مردم صبور وقانعش میخواهند زندگی به معنای واقعیش را بچشند .
از شعار دادن وشعر گفتن حالم به هم می خورد باید به داد مردم این دیار شتافت . هر چند می دانم که کشور من کم از این دیار ها ندارد ....
