تبليغاتX
نگین کویر

نگین کویر

دلنوشته ویادداشتهای اجتماعی

...و سلامی دیگر

روز مره گی همان چرخه نا زیبا و معیوبی است که در ان گرفتار امده ایم . اسمش را گذاشته ایم زندگی و با تعصبی گنگ و کور بر توالی ان پای میفشاریم نه لذتی و نه انگیزه ای . مثل خوابیدن و غذا خوردن عادتمان شده !

هر کس از دیدگاه خودش ان را معنی می کند و به نظر خودش بهترین گز ینه را انتخاب کرده است .

راستی ما از زندگی چه می خواهیم وزندگی از ما چه می خواهد ؟ همین قدر که پولهای قلمبه را در بستر زندگی پاشیدیم و تولید مثل هم کردیم وشهوت را به خدمت گرفتیم زندگی معنا مییابد ویا همانقدر که لقمه نانی ان هم از باب زنده ماندنرا بر سر سفره مندرس زند گیمان نها دیم رسالتمان را به انجام رسانیده ایم.؟

همیشه این سوال مرا به خود مشغول داشته که:زندگی برای کار است یا کار برای زندگی ؟!!

پاسخ به هر کدام از این دو سوال میتواند  بسیاری از افکار و عاداتمان را به چالشی جدی بکشد و ما را با واقعییتهای خودمان هر چند تلخ و گزنده مواجه کند . میگویند ادمها به همه میتوانند دروغ بگویند جز خودشان .

در این وانفسای جهانی شدن ما خودمان را گم کرده ایم اما به دنبال گمشده دیگران میگردیم .!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 15:16  توسط محمد راعی فرد  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 10:54  توسط محمد راعی فرد  | 

بنام خداوند قلم

شروع یعنی خواستن یعنی معنی زندگی یعنی ورود به وادی شدن....و من اغاز میکنم با نام حضرت دوست.

برداشتن اولین قدم شاید سخت باشد اما برای حرکت باید انرا برداری.

دلنوشته ها مجموعه های باور های ادمها هستند باورهایی که تمثیل فریادهای بیصدایند.دلنوشته ها عصاره سالها فرو خوردن خشمی است که توان باز گویی ان از تو ستانده شده.

خیلی دلت میخواهد از ادمهایی بنویسی و بگویی که ادعای انان در پس مدارک وزین و طو یل شان هیچ حرفی برای مردمشان وحتی خودشان ندارند.

از ادمهایی که یه لا قبایند اما درحد یک ایدئولوگ دنیایی ازحرف و نظر دارند.

از ادمهایی که دارند ادای زندگی را در می اورند ادمهایی که شاید به ظاهر کمترین دغدغه معیشتی را هم نداشته باشند.

از ادمهایی که به اصطلاح اقتصادیون در زیر خط فقر مطلق استخوانهای انان خرد شده واگر داشته باشند نان خشک سق میزنند.

نوشتنونوشتن ....این تنها حربه اهل قلم است.تنها حربه ای که چونان اتش میسوزاند ومیگیراند و گاه چون بستری مخملین چگونه بودن وچگونه زیستن را به رخ اغیار این جهانی می کشاند.

بدون کمترین ادعا اولین قدم را برداشتم و بر این باورم که بزودی خواهم دوید این را از سالها رنج نوشتن اموخته ام .

......و بر این باورم که دوستان وهم اندیشان وادی خرد به من خواهند اموخت.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 17:53  توسط محمد راعی فرد  |